زهره

رودخانه ای هست آنجا دیگرگونه رودخانه ای رودها می روند و هرگز بازنمی گردند زهره به جنوب می رود کمی می ایستد نفسی تازه می کند و دیگر بار به شمال می تازد وقتی می رود بوی آدمیان بالا رود را دارد وقتی باز میگردد بوی دریا را. این رود مهربان عاصی میشود گاهی یعنی... به خواندن ادامه دهید →

قالب Baskerville 2 از Anders Noren.

بالا ↑