،با سبدی از مخمل و گل
به چیدن گلوله میرویم
بامدادان
که خورشید سرخ
بر دیوارها می نشیند
و نیزه آفتاب
بر سوراخهای دیوار
فلزها را می یابد
به چیدن گلوله می رویم
بامدادان.
شبها به خانه باز میگردیم
و گلوله های خونینمان را شماره می زنیم.
گلوله هامان از گورهامان فزونترند.
مگر سهم هر جوان
چند گلوله خونین است؟
دلمان شور میزند
آه
اگر فردا ابری باشد.
سیروس ماهان
RSS - پست ها
پاسخی بگذارید