مردی که دوبار مرد
مرگ یک شاعر سرافکنده
اسماعیل خویی که سالها پیش از این مرده بود، امروز ۴ خرداد ۱۴۰۰ دوباره مرد.
«در پیشگاه ملت بزرگ ایران، از بدی هایی که در حق خانواده پهلوی کردم، صمیمانه عذر می خواهم. همچنین از شهبانو فرح، از شاهزاده رضا پهلوی، و خانواده پهلوی بارها و بارها معذرت می خواهم. لطفا مرا ببخشید و حلالم کنید. خاندان پهلوی
میهن پرست بودند،….»
چه بدیهایی در حق خاندان پهلوی کرده این شاعر؟ میهن پرست بودن خانواده پهلوی را از کدام چنته خود خارج کرده است. رژیمی که ید طولایی در به بندکشیدن و قتل و کشتار میهن پرستان داشت، چگونه میهن پرست می بوده است. این چگونه درکی ست که در مقابل سبعیت رژیم جهل و جنایت اسلامی، به رژیم جهل و خفقان شاهی که در واقع والدین این رژیم هستند، پناه می برد. از ترس امامزاده ها به شاهزاده ها متوصل شده است آقای خویی.
مخالفت ها و فعالیتهای آقای خویی علیه نظام سلطنتی کجا مخفی هستند که ردی از آنها هنوز بعد ۴۲ که از سرنگونی آن جنایتکاران میگذرد، یافت نشده است.
چند دفتر شعر و مخالفخوانی هایی که در لفافه های کلفت جمله و لغت پیچیده بوده است؟ حالا چرا در پیشگاه ملت بزرگ ایران توبه می کنند؟ کدام ملت را میگوید؟ چرا ملت را با خانواده پهلوی قاطی کرده است؟ ملت بزرگ ایران – هرکه باشند – که دستگاه مطلقه و جنایتکار شاه را به درستی در بهمن ۵۷ به آشغالدانی تاریخ فرو ریختند. اینکه بعد از آن حکم تاریخی، چه نظام پلیدی بر ایران حاکم شد، خدشه ای به رای مردم برای سرنگونی وارد نمیکند.
عذرخواهی شاعر از پیشگاه ملت بی معنی ست. این چه فیلسوفی ست که متوجه این تضاد نمی شود؟ میخواهید به چرا به مزرع سلطنت وارد شوید، خیر پیش، چرا ملت را بهانه می آورید؟ ملت که حکمش را صادر کرده، شما هم حکم خودتان را صادر کنید و برای وادادگی خود، ملت را وارد این معادله نکنید.
خویی در دوره حکومت دیکتاتوری خاندان پهلوی، در مخفی گاه های سمبولیست ها به سر می برد. اوج فعالیت ایشان لابد ده شب گوته است. بنابرین چه عذرخواهی به آن خاندان بدهکار بوده است که با عجز و لابه حلالیت می طلبد؟
اینکه گفته میشود از سمپاتهای سازمان چریکهای فدایی خلق بوده هم کاملا روشن نیست. یک وقتهایی مد شده بود که خود را به چپ نزدیک کنی. تازه بوده هم باشد، اصلا مرکزیت این سازمان باشد، تهش فرخ نگهدار از آب در می آمد.
حلالیت را معمولا قبل از مرگ می طلبند بنابرین خویی سالها پیش مرده بود. عزاداری برای شاعری که دوبار مرده است بی مفهوم است.
RSS - پست ها
پاسخی بگذارید