برای سیامک زعیم (شهاب)
تو از کجای جهان می وزی
ترنم اشک آلود!
که رودخانه های مسیر
به عاریت
انبان خویش تهی کردند؟
تو از کدام باد برآمده ای
سحاب بارانزای!
که آبهای خزر
ز اشک چشم تو
لبریزند؟
تو از کدام چله جانسوز نیم شب
کدام جنگل سرسبز
کدام رزم
شعله کشیدی
که ما هنوز
خاکستر تو را
به شعر می سراییم
به دریاهای دوردست می سپاریم
و نمی گذاریم
از یادها بروی
تو از کدام ستاره دنباله دار
به آسمان گذر کردی
ای شهاب نور افشان
تو از کجای جان جهان
چکیده ای آخر
از جانب کدام ستاره روشنگر
وزیده ای
تو از کدام رود خروشان
رسیده ای آنک
که آب می خورد چشمانمان
هنوز نیز
به شورشی دیگر.
RSS - پست ها
پاسخی بگذارید