اینک که شب سیه به من چیره شده ست،
این گرگ به خواب چشم من خیره شده ست،
خوابم نبرد که خواب مرگ است این خواب،
اینگونه که این گرگ به من خیره شده ست.
یک قطره خواب زندگی می سوزد،
گرگ آمده چشم خون به من میدوزد،
با اینکه شب آمده وطن تار شده ست،
می ماند خلق تا چراغ افروزد.
RSS - پست ها
پاسخی بگذارید